| |||
|
لا تَقسِروا اَولادَکُم عَلى آدابکُم ، فَاِنَّهُم مَخلوقونَ لِزَمان غَیر زَمانِکُم آداب و رسوم خود را به فرزندانتان تحمیل نکنید، زیرا آنان براى زمانى غیر از زمان شما آفریده شدهاند . |
گل می کند در خیالم
فکری که شاید محال است
هر سال ماه محرم
در ذهن من این سوال است:
آیا محرم دوباره
با خون و آتش می آید؟
یا این که این بار عباس
با مشک آبش می آید؟
غیر از جواب سوالم
نذر و نیازی ندارم
امسال هم مثل هر سال
بسیار امیدوارم
شاید که دست اباالفضل
امسال تنها نماند
شاید دلم کربلا را
یک جور دیگر بخواند
شاید پشیمان شود شمر
از شمر بودن کشد دست
شاید به جای لب تیغ
بر روی آن تن کشد دست
شاید...،ولی کربلا را
دل باز هم روی نی خواند
امسال هم تشنه شد اب
در حسرت کودکان ماند
این بار هم مثل هر سال
از فکر خود می کشم دست
تا این که روزی بیاید
مردی که مثل حـسـیـن است.
قصیدة شعریة بمناسبة اربعین الحسین (ع)
آه یحسین آه یحسین واصحابه اجوه القوم طلابه
آه یحسین ومصابه علیه العین سجابه
وده الرسول وظنه عدهم مامون آه .. غدروا بمسلم بیهم خابت الظنون آه ..
انکطعت اخباره وظل متحیر محزون آه .. نفذ أمر الله بجیِّته وما مفتون آه ..
ومن راد یرجع کلهم حوله یمنعون آه .. یردوله الذله شلون مثله یذلون آه ..
أبد والله یداحی الباب مانخون الأمانه وابد والله مانهواه لو باقی بمجانه
وابد والله یازهراء ماننسى حسینا
واصحابه یمه تعاهدوا یضحون آه .. ماکو مثلهم بس هذوله الیفدون آه ..
وعباس اخیه ولعلیه یعتمدون آه .. رادوا بموته للظهر یقصمون آه ..
یصول ویجول ولیهم راوه الفنون آه .. من ابو فاضل کلهم تره یرجفون آه ...
أبد والله یداحی الباب مانخون الأمانه وابد والله مانهواه لو باقی بمجانه
وابد والله یازهراء ماننسى حسینا
عطشان یبقه لاجل عیاله یشربون آه .. قطعوا جفوفه معلمین یغدرون آه ..
ضم اللواء لصدره وهم یخافون آه .. محد یکدرله لوما علیه یلتمون آه ..
والأکبر بعده ومنه هم ینهزمون آه .. اکثر من یشبه طه شلون یکتلون آه ..
أبد والله یداحی الباب مانخون الأمانه وابد والله مانهواه لو باقی بمجانه
وابد والله یازهراء ماننسى حسینا
عریس القاسم لیش بدمه یحنوه آه .. حتى العبد الله لنحره بسهم یرموه آه ..
وماظلت خیمه علیهم کلهه یحرقون آه .. انتهکوا حرماته ومن عنده یسلبون آه ..
سید شباب الجنه شلون یذبحون آه .. وریحانة جده هیجی الغالی یبرون آه ..
أبد والله یداحی الباب مانخون الأمانه وابد والله مانهواه لو باقی بمجانه
وابد والله یازهراء ماننسى حسینا
« ایثار برای نجات ... »
"... و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة ..."
"... در راه تو جان خویش را نثار نمود؛ تا بندگان تو را از نادانی و سرگردانی گمراهی، نجات بخشد ..."
« فرازی از زیارت اربعین سید الشهدا (علیه السلام) »
... حسین (علیه السلام) و ابن زبیر هر دو از بیعت یزید سر برتافتند و هر دو بر علیه او قیام نمودند. حسین (علیه السلام) به عراق آمد و کشته شد و ابن زبیر در مکه خروج کرد. پس از کشته شدن حسین (علیه السلام) بهانه خوبی هم به دست ابن زبیر افتاد و خونخواهی ابی عبدالله را هم عنوان کرد؛ سپس دو سال با یزید جنگید؛ لشکریان یزید از کوه ابوقبیس، با منجنیق سنگ و آتش به مسجد الحرام که ابن زبیر به آنجا پناهنده شده بود، میانداختند؛ کعبه را خراب کردند، ولی پیش از آن که دستگیرش کنند، خبر آمد که یزید مرده است. لذا لشکرش به شام برگشت و کار ابن زبیر، رونق گرفت؛ تا بر تمام حجاز و عراق مسلط شد. آنگاه در زمان خلافت عبدالملک مروان (خلیفه اموی) توسط حجاج بن یوسف (حاکم کوفه) به قتل رسید.
پس حسین (علیه السلام) و ابن زبیر هر دو قیام کردند و هر دو هم کشته شدند، اما ابن زبیر مردم را به خودش میخواند و حسین (علیه السلام) به خدایش.
ابن زبیر قیام کرد و گفت، یزید باطل است؛ من باید خلیفه شوم. خلافت و حکومت میخواست؛ او (یزید) پایین بیاید، خودش بال رود؛ کسی که خواهان حکومت و جاهطلبی و ریاست است، فدایی شیطان است؛ ابن زبیر که کشته شد، کشته نفس و هوی شد؛ فدایی راه شیطان شد. اما حسین (علیه السلام) ابداً خواهان حکومت و ریاست و مقام دنیا نبود، کودک صفتانند که ریاست نزد آنان مهم است. اما کسی که از جزئیت بیرون آمده، میفهمد زندگی دنیا جز بازیچه چیزی نیست؛ "لهو و لعب" است؛ صرفاً خیال و اعتبار و همراه هزاران رنج و درد سر است؛ حسین (علیه السلام) اعلی و اجل است که بنده نفس و هوی و ریاست شود. هنگامی که او خواست از مکه بیرون بیاید، در خطبهای که روز هشتم ذیحجه خواند، صریحاً فرمود: "من برای امر به معروف و نهی از منکر قیام میکنم؛ نه برای حکومت یا فتنهانگیزی." (نفس المهموم)
برنامه حسین (علیه السلام) همان برنامه جدش و پدرش بود؛ دعوت مسلمانان به تقوی؛ آن ها را وادارد در زمین، برتری نجویند؛ یعنی به اصطلاح قرآن مجید "علو فی الارض" (برتری جویی روی زمین) نکنند؛ تطمیعهای حکومت یزید آنان را نفریبد، که بشر پرست شوند، بلکه باید خداپرست گردند، دنیا بالاخره میگذرد؛ این قدر حرص و غفلت برای چه؟ مگر چقدر این جا میمانند؟ ...
« برگرفته از کتاب سید الشهدا، اثر شهید آیت الله دستغیب »
آری، سید الشهدا، هرچه داشت، همه را تنها و تنها در راه پروردگار خویش نثار نمود. چه زیبا امام صادق (علیه السلام) در فرازی دیگر از زیارت اربعین امام حسین (علیه السلام) انگیزه الهی آن حضرت را تبیین مینمایند:
"... {خدایا شهادت میدهم که او} در راه تو با آنان جهاد نمود، در حالیکه شکیبا بود و تنها تو را در نظر داشت تا آنکه در مسیر اطاعت تو، خونش ریخته شد ..."(1)
اربعین حسینی را به تمامی مسلمانان و آزادگان جهان، بخصوص شما دوست گرامی تسلیت میگوید.
![]() |
داریم داغ سرخ تو ای گل به جان هنوز
در حیرتم زین همه تاب و تــوان هنـــوز
|
|
| |||
|
اَلعِلمُ حَیاةُ الاسلام وَ عِمادُ الایمانِ وَ مَن عَلِمَ عِلما اَتـَمَّ اللّهُ لَهُ اَجرَهُ وَ مَن تَعَلَّمَ فَعَمِلَ عَلَّمَهُ اللّهُ ما لَم یَعلَم |
قال الصادق (ع):
نفس المهموم لظلمنا تسبیح
نفسهای شخص غمگین به خاطر ظلمی که به ما شده عبادت است.
شیعیان دیگر هوای کربلا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبه جدش به اشکی شست چشم
مروه ژشت سر نهاد اما صفا دارد حسین
بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین
تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین
ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین؟
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین
می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین
او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین
با کدامین سر کند؟ مشکل دوتا دارد حسین
هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین
عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین
داوری بین با چه قوم بی حیا دارد حسین
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین
کاندر این گوشه عزایی بی ریا دارد حسین
| ||||
|
إذا رَغِبتَ فِى المَکارِمِ فَاجتَنِبِ المَحارِمَ اگر خواهان مکارم و بزرگوارى ها هستى از حرامها دورى کن. |














.gif)






